خودکشی دختران نوجوان بخاطر اطلاع رسانی اشتباه بازی نهنگ آبی!

امروز وقتی شنیدم که دو دختر نوجوان اصفهانی، بخاطر بازی نهنگ آبی خودکشی کرده اند، مطمئن شدم که عملکرد برخی در اطلاع رسانی و شیوع این بازی در کشورمان، جواب داد و فعلاً جان دو نفر را گرفت.
من به عنوان کارشناس سواد رسانه و با تجربه سال ها تدریس در ایران و 12 سال تجربه تدریس برای غیر ایرانیان می گویم که بزرگ کردن این اتفاقات، جز دامن زدن و معرفی کردن راه جدیدی برای خودکشی به جوانان، پیامد دیگری ندارد.

در تلاش بودم که برای این اتفاق، دلنوشته ای بنویسم که دیدم برادر عزیز و دغدغه مندم، آقای علیمرادی (از معاونت فرهنگی بنیاد ملی بازی های رایانه ای) این کار را با قلم زیبایشان انجام داده است و در ادامه عین متن ایشان را تقدیمتان می کنم:

 

تمساح سفید شنیده‌اید؟ به‌احتمال بسیار بالا نه؟
نهنگ آبی چطور؟ ..
نهنگ آبی برای اکثر افراد نامی است که به همت بی‌تقوایان بی‌سوادِ کاسبِ حوزه فرهنگ و رسانه‌ شناخته‌شده است. نه صرفاً به‌عنوان نام یک‌گونه‌ جانوری، که نامی برای شناساندن چالش بازی‌گون مرگ!
از سال گذشته که با این چالش بازیگون آشنا شدم همه فکرم عدم انتشار و آشنایی دیگران (منظورم همه، بله همه، به‌جز مسئولان بود) چون حتی فکر شیوع آن در بین اجتماعم -که به دلایل مختلف ظرفیت‌های متعددی برای اقبال به آن می‌دیدم- آرامشم را نابود می‌کرد. فکر آن دختر و پسر در سن بحران، آن دختر و پسرِ … لحظه‌ای آرامم نمی‌گذاشت.
اما بعد از گذشت چند ماه شاهد کاری به‌غایت … بودم. افرادی که در خوش‌بینی افراطی هم کمتر از بی‌سواد به آن‌ها نمی‌توانم بگویم. ذوق شهرت، لایک گرفتن، بالا رفتن تعداد بیننده، ارضاء حس پیشرو بودن و خبر از همه چیزهای عجیب‌وغریب داشتن و … سبب طرح و اشاعه چنین پدیده‌ای در اجتماعم شد.
امروز خبر خودکشی دو دختر نوجوان آن‌هم نه از دریچه دوربین گوشی مردم همیشه دوربین به دست که از قول فرمانده انتظامی استان اصفهان تنم را لرزاند. جناب فرمانده تو دیگر چرا!
امروز خبر خودکشی دو دختر نوجوان ترافیک رسانه‌ها را خوب بالا برد! خدا قوت! عجب رسالت تاریخی‌تان را و وظیفه‌ رسانش را خوب انجام می‌دهید، فقط کاش دختر و پسر نوجوانتان سایت و کانال ووو شمارا پیگیری نکند. ای‌کاش آن‌ها وسوسه نشوند و حس کنجکاوی‌شان آن‌ها را به سمت این بازیگون نبرد. ای‌کاش…
از ناراحتی یاد نامه‌ای حضرت امام ره به آقای ولایتی وزیر امور خارجه افتادم.
کاش مسئولین محترم به همراه تمرکز بر قسمت توصیه به انتقادپذیری کمی هم سعی در تصحیح ساختار فاجعه‌بار اطلاع‌رسانی می‌شدند کمی هم سعی در رفع آفت «بی تجربگی بعضی از مسئولان، سبقت در رساندن سریع هر موضوعی به جامعه گرچه به ضرر مردم باشد، نه تنها کار وزارت امور خارجه را مشکل می‌کند، که در بعضی اوقات روی سیاستهای داخلی هم اثر نامطلوب می‌گذارد.» در حوزه‌های مختلف می‌کردند.

 

و در انتها، راه حل این ماجرا را چیست؟

این چالش، فقط توسط ادمین و در یک شبکه اجتماعی اتفاق می افتد. اگر به جای اطلاع رسانی یک بازی که در روسیه شروع شده است و به ایران ربطی نداشته است؛ بررسی می کردیم و راه های دسترسی به این اتفاق را می بستیم، حتی اگر جوانی مطلع هم می شد که چنین چیزی وجود دارد، نمی توانست به آن دسترسی پیدا کند.

نه اینکه خودمان همه جا جار بزنیم و این موضوع را تبلیغ کنیم تا همه جوانان در سن بحران را با این پدیده آشنا کنیم و مصیبت های اینچنینی ببینیم.

چطور با فیلتر کردن بازی Pokemon Go ، براحتی جلوی شیوعش را گرفتیم. اینجا هم می توانستیم خیلی چراغ خاموش و فقط با دستگیر ادمین های این بازی، قائله را ختم کنیم…

 

مصطفی ضابط

اول آبان 96